نظر شخصی، مرور یا بررسی و نقد و تحلیلبه قلم نصیر صفرییکی از عوامل مغفول مانده در رشد کیفی آثار هنری، کمبود نقد و تحلیل آثار هنری است. نقد و تحلیل آثار هنری میتواند آغازگر دیالوگ راجع به امر هنری و ارتقای بینش زیبایی شناسانه باشد. وجود نگاه نقادانه، یکی از مولفه های دموکراتیکی است که متن و هنرمند را از تنهایی و مونولوگ به عرصه تعاطی صداها وارد میکند. تکصدایی و نگاه مستبدانه به هنر، هنرمند را در یک انزوای خودشیفته قرار میدهد. هنرمند در تک افتادگی خویش به تدریج امکان رشدِ دیالکتیکی (تز، آنتی تز و سنتز) را از دست میدهد. ماهیت هنر دیالوگی و ارتباطی است. هنر یکی از وجوه زبان است و کارکرد ارتباطی دارد. در هر ارتباط، معنایی وجود دارد که میان فرستندۀ پیام و گیرندۀ پیام در تبادل است. تفاوت میان زبان هنر با زبان روزمره یا زبان علم عبارت است از: ارجاع به واقعیت یا امر ذهنی، آشنایی زدایی از زبان رسمی یا عادی سازی گفتمان مسلط و همچنین مداخله ی سلبی در واقعیت یا تحریف واقعیت. وجود صناعات و تمهیدهای ادبی و هنری آنچیزی است که زبان روزمره یا رسمی را از کارکرد هنجار آن به بیان هنری ارتقا میدهد. وجود همین عوامل نشانه شناسیک و زبان شناسانه است که ارتباط هنری را تفسیر پذیر و تاویل پذیر میکند. مخاطب فعال در مواجهۀ با این آثار ممکن است بتواند این عناصر را که سبب التذاذ زیبایی شناسانه است، شناسایی کند. لیکن اگر این صناعات و رمزگان در یک متن هنری شناسایی نشوند، ارتباط زبانی، میان مولف و مخاطب شکل نمیگیرد. این ارتباط که به قصد انتقال معنا به وجود آمده بود، سبب انزوا، خودتنهاانگاری و ناقص ماندن معنا میشود. از این رو است که نیاز به تفسیر و تحلیل رمزگان هنری و ادبی، ضروری به نظر میرسد.لذ
برچسب:
نویسنده: باران نعمتی
تاريخ: چهارشنبه
8 تير
1401 ساعت: 21:25